دانشجویی به استادش گفت: استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم.
استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟
دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.
استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت:
تا وقتی به خدا پشت کرده باشی هرگز او را نخواهی دید...
موضوعات مرتبط: داستان های کوتاه
برچسبها: داستان کوتاه , روستای , حاجی آباد , زبرخان , نیشابور روستای حاجی آباد زبرخان نیشابور...
ما را در سایت روستای حاجی آباد زبرخان نیشابور دنبال میکنید
برچسب: دانشجو,استاد, نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 14:34