خرید بک لینک

داستان کوتاه وبلاگ روستای حاجی آباد زبرخان نیشابور

مردی جان خود را با شنا کردن از میان امواج خروشان و سهمناک رودخانه ای به خطر انداخت و پسر بچه ای را که بر اثر جریان آب به دریا رانده شده بود، از مرگ حتمی نجات داد.

پسر بچه پس از غلبه بر اضطراب و وحشت ناشی از غرق شدن رو به مرد کرد و گفت:از اینکه جان مرا نجات دادید، متشکرم...

مرد به چشمان پسر بچه نگریست و گفت:تشکر لازم نیست، پسرم فقط اطمینان حاصل کن که جانت ارزش نجات دادن را داشت...

برچسب: شنای زنان,شنا,شناسنامه,شنا سوئدی,شناسه ملی,شنايدر,شناشيل,شنای قورباغه,شناسنامه جدید,شنای زنان بدون سانسور, نویسنده: اشکان مقدم تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 8:30

صفحه بندی